
من از گذار نوشتن ، پی به خیلی چیزها میبرم. امروز حالم اصلا خوب نبود. دیوانگی من از تنها ماندن آغاز میشود . از بی نظمی از کسالت .. امروز اصلا خوب نبودم . گریه های زیاد و بی طاقتی های بی مورد . گاهی حس میکنم من اصلا خودم نیستم . گاهی حس عصبانیت عمیق و خشم تمام وجودم رو در برمیگیره . من ارامش عمیق رو میخام . ارامشی که با هم ضحبتی با اله دست یافتنی هست. دنیا، جهان و خلقت پر از اتفاقات مختلف هست . گاه من میمونم که روح تشنه ی من با چی سیراب میشه . تغییر مسیر میدم ، انقدی که بفهمم ... ولی نیاز به نیروی تقویتی درونی دارم . من جور دیگه ای بایستی باشم . نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ساعت 19:38 ...
ادامه مطلب
تامل زیاد .. انجام بده .. خبر نداری از حال قلبم . قلبم فشررده است . سخته و درد داره .و باز عصبانیت من با حرف های ساده عصبانی میشم . دلم خشمناکه.. نمیشه خوب بشه ؟؟ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ساعت 19:46 توسط باران | ...
ادامه مطلب